الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
621
الغدير ( فارسى )
اين بيانات و تعبيرات ما را به يقين مىرساند كه ولايت ثابت براى امير المؤمنين عليه السّلام مرتبهاى است معادل مرتبهء صاحب رسالت با حفظ تفاوت بين دو مرتبه از حيث تقدم زمانى و اولويّت ، خواه مراد از لفظ « بعد از من » بعديّت از حيث زمان باشد يا از حيث رتبه ؛ پس امكان ندارد كه از كلمهء مولى جز اولويّت بر خلق در تمام شئونشان اراده شود ، زيرا در ارادهء معناى نصرت و محبت از مولى به اين قيد ، سياق حديث واژگون مىشود و به جاى اينكه حاكى از فخر و مباهات باشد ، نوعى منقصت به شمار مىرود كه بر كسى پوشيده نيست . قرينهء نهم : قول رسول خداست بعد از ابلاغ ولايت : اللهمّ انت شهيد عليهم انّى قد بلّغت و نصحت : بار خدايا تو گواهى كه من پيامت را به آنان ابلاغ كردم و خير و صلاحشان را بيان داشتم . گواه گرفتن بر امّت به ابلاغ و نصيحت مستلزم اين است كه موضوع تبليغ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير امر جديدى باشد كه قبلا آن امر را ابلاغ نكرده بوده است ، مضافا بر اينكه در بقيهء معانى عمومى مولى بين مسلمانان ، از قبيل دوستى و يارى ، نيازى براى گواه گرفتن بر امّت بويژه دربارهء على عليه السّلام در خور تصوّر نيست مگر در حدّى كه بيان داشتيم . قرينهء دهم : سخن رسول خداست قبل از بيان حديث غدير ، آنجا كه فرمود : همانا خداوند مرا مأمور ابلاغ امرى كرده كه به سبب آن سينهء من تنگ شد و گمان كردم كه مردم مرا تكذيب مىكنند و خداوند مرا تهديد فرمود كه اگر آن امر را ابلاغ نكنم ، مرا عذاب فرمايد . « 1 » مشابه اين گفتار نيز از آن حضرت روايت شده است . « 2 » و همين سخن با عبارتى ديگر نقل گرديده كه مفاد آن چنين است : من در ابلاغ اين امر از ترس طعن و نكوهش اهل نفاق و تكذيب آنها به خداى خود مراجعه كردم و خدا مرا تهديد فرمود كه اين امر را ابلاغ كنم ، و گرنه مرا عذاب فرمايد . « 3 »
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 165 ، 196 . ( 2 ) . همان : 1 / 221 . ( 3 ) . همان : 1 / 166 .